در بسیاری موارد موضعگیری ما در مسائل سیاسی، اعتقادی، اجتماعی و عاشقانه مولود شرایط زندگی، گذشته و شانس است. بله... برای همین نباید برای انتخابات خیلی حرص و جوش زد که حتماً همهچیز سر جایش باشد و کسانی که شعار "زندهباد مخالف من" و یا "قانونمداری" را سر میدهند حتماً هم به آن عمل کنند. اصلاً ما رأی میدهیم که کمکم درست شود و کمکم به سمت انتظار داشتن برویم! وگرنه در حال حاضر بودن ما در جبههی فلان و نه بهمان و یا بالعکس چیزی را ثابت نمیکند الّا دست تقدیر و سرنوشت و ستارگان و فلک! دست تقدیر و فلک میتوانست ما را احمدینژادی کند اما حالا و فعلاً طرفدار موسوی کرده است!
مشکل بزرگ هم همان طرفدار فلان تفکر بودن است و نه صاحب آن اندیشه بودن و هدفدار بودن در فلان تفکر. حالا شاید بگویید همه که نمیتوانند صاحب تفکر و اندیشه باشند. بله، نمیتوانند اما دانشجو و روشنفکر و هنرمند جماعت که میتواند! البته همانطور که گفتم فعلاً نباید انتظارات بزرگی داشت. فعلاً فقط باید به این فکر کرد که با چه راهی میتوانیم امیدوار به داشتن آن انتظارات باشیم!
این مقدمهایست بر حرفهایم در مورد انتخابات. گفتم قبل از هر حرفی موضع کلیام را در مورد انتخابات (حداقل از وجه فرهنگی) مشخص کنم.
یا حق