تبليغاتX
لولوها رو بزن!

احمد آقالو هم مُرد! 

او را بیشتر با صدایش می‌شناختم.

شده بارها و بارها در عمق تاریکی‌ها و تنهایی‌ها و سنگینی دل به صدایش حتی فکر کنم و آرام شوم. صدای آقالو برای من مثل صدای کسی بود که وقتی می‌گوید: "چیزی نیست!" آدم بی جار و جنجال قبول می‌کند و آرام می‌شود. شاید چون صدای زجرکشیده‌ای‌ست و آدم وقتی از یک آدم زجرکشیده تسلی یا حرف مثبتی می‌شنود نمی‌تواند باور نکند و آرام نشود.

خیلی حیف شد. خیلی دلم می‌خواست یک‌بار هم که شده از نزدیک می‌دیدمش و صدایش را می‌شنیدم. کمااینکه هنوز برای من هست. مرگش باعث نمی‌شود دیگر بهش فکر نکنم یا کارهای رادیویی‌اش را در سکوت شب گوش ندهم یا معدود تئاترهای ضبط‌شده و تلویزیونی‌اش را مرور نکنم و یا اصلاً خودش را دوست نداشته باشم. او هنوز هم تسلی‌بخش این دنیای شلوغ و بی‌پناهگاه است. و چه خوب است آدم یه همچین آدمی باشد نه آدمی که وجودش باعث دردسر و سردرد دیگران است!

خدا رحمت‌اش کند و برای همسرش صبری برای تحمل نبودنش بدهد.

دلم حسابی تنگه.

یا حق

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:46  توسط اشکان نیّری  |